العربية  
  شِفاء: عافیت، علاج، درمان ازبیماری​ شَفا: لبه پرتگاه​مثال: وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا «آل عمران-آیه3» حرف همزه«أ»: حرف استفهام به معنای آیا ​​مثال: أمریضٌ انتَ ؟ مریض= علیل= سقیم​​​​مریض# سلیم أشعُرُ= حَسَّ/ یَحُسّ= أحَسَّ/ یُحِسُّ​​​آلام(جمع مکسّر اَلَم)= اَوجاع( جمع مکسّروَجَع) أشعُرُ: درک و احساس بسیار دقیق؛ دارای تفاوت معنایی با دو واژه مترادف خود است. ​​ ✓ سه اسلوب برای بیان درد در اعضاء 1) أشعُرُ بألَمِ فی یَدِی- أشعُرُ بوَجَعٍ فی یَدِی​​2) یَدِی تُألِمُنِی​​​3) یَدِی تَتَألَّم ید مونث مجازی و معنوی است، لذا به همراه فعل مونث استعمال می شود؛ اعضای زوج بدن معمولا مونث هستند. بطون جمع مکسّر بطن: به معنای شکم، در بعضی مواقع به معنای لایه نهان ، لایه دیگری که قابل مشاهده نیست. بَطِین: به معنای کسی که شکم بزرگی دارد در زبان بلیغ عربی بطن به معنای جایگاه علم قصد شده است؛ و بطین کسی است که در سینه خود علم زیادی دارد. اطّبّاءجمع مکسّر طبیب= دکتور( کلمه ای فارسی، انگلیسی، عربی  
العربية بين يديك
View more