العربية  

Download Book Nadershah Pdf

The source of the book

This book was brought from archive.org as under a Creative Commons license, or the author or publishing house agrees to publish the book. If you object to the publication of the book, please contact us.

Nadershah
Qr Code Nadershah

Nadershah

Author:
Category: The End Of Time And The Signs Of The Hour [Edit]
Language: Arabic
Pages: 175
File Size: 1.2 MB
Extension: PDF
Creation Date: 21 Jul 2013
Rank: 116,204 No 1 most popular
Short link: Copy
More books like this book
Reviews ( 0 )
Quotes ( 0 )
Score ( )

Book Description

ديباچه

يكي از آرزوهاي ماست كه چنانكه با کتابهای زيانمند دشمني نموده بنابودی آنها می‌کوشیم بکتابهای سودمند هواداري نشان داده بفراوان گردانيدن آنها كوشيم. يكي از زمینه‌هایی كه ما دوست می‌داریم كتاب نوشته شود و يا بچاپ رسد تاريخ است. تاريخ ايران ‍، تاريخ اروپا ، تاريخ جهان ؛ هر يكي زمينه‌ي گشاده‌ي ديگريست كه بکتابهای بسياري نياز دارد.

يكي از موضوعها در تاريخ داستان نادرشاه است. نادرشاه نزديك بزمان ما بوده. دويست سال بيشتر از زمان او نگذشته با اين حال تاريخش تاريك است. آنچه ما درباره نادرشاه می‌دانیم خبرهاييست كه ميرزا مهدي‌خان و برخي كسان ديگر در آن زمان نوشته‌اند. تاکنون كسي بجستجوي دانشمندانه بدانسان كه شيوه‌ي تاريخنويسي اين زمان است ، نپرداخته. رويهمرفته اندازه‌ي بزرگي و نيكي اين پادشاه تاكنون دانسته نشده.

براي مثل می‌گویم : يكي از بدیهای نادرشاه آدمكشیهای آخر عمر او را شمرده‌اند. ميرزا مهدي‌خان در اين باره بجمله بندیهای اديبانه‌ي شگفتي پرداخته.

بیگفتگوست كه رفتار نادر ستمگرانه بوده. ولي هيچ دانسته شده كه مردم نافهم ايران با آن پادشاه رفتار بسيار ستمگرانه‌تر می‌کرده‌اند؟.. تاكنون كسي اين را نوشته است؟.. كسي از آن سخن رانده است؟.

همه می‌دانند كه نادرشاه هنگامي بكار برخاست كه ايران بیکبار استقلال خود را از دست داده از آرامش و ايمني هم بي‌بهره شده بود. زيرا در زمان شاه‌سلطان‌حسين افغانها آمده و پايتخت ايران (شهر اسپهان) را گرفته بپادشاهي پرداختند. از سوي ديگر عثمانیها آذربايجان و كردستان و كرمانشاهان و همدان را گرفته استوار نشستند و با افغانان درباره‌ي تقسيم ايران پيمان بستند. از سوي ديگر روسها قفقاز و گيلان را گشاده بفرمانروایی آغاز كردند.

بدينسان سه دولت بيگانه در اين كشور حكمروا بودند. گذشته از اینها در گوشه و كنارها بيش از ده تن از خود ايرانيان كوس خودسري می‌کوفتند. پادشاه رسمي ايران شاه تهماسب كه با گريختن از اسپهان ، از چنگال افغانان رها شده بود از ناتواني و زبوني گاهي در قزوين و هنگامي در آذربايجان و زماني در مازندران روزگار مي‌گذرانيده.

در چنين هنگام بدبختي كشور نادر سر برآورد و با يك شرق دست شگفت بيگانگان را از كشور بيرون راند و خودسران را يكايك از ميان برداشت. به افغانان گوشمال بسزا داده عثمانيان را در جنگهای پياپي بشكست كه بدينسان نه تنها استقلال ايران ، آبروي ايران را هم بازگردانيد. با عثمانيان بگفتگو درآمده آزاد ساختن صدهزارها ايراني را كه اسير ب‍ُرده و بَرده‌وار در ميان خود خريد و فروش كرده بودند خواستار شد.

پس از انجام اين كارها با آنكه بیگفتگو بود كه خود او پادشاه خواهد بود بتوده‌ي مردم احترام گذارده بزرگان كشور را به دشت مغان خواست و با دست آنها بود كه تاج پادشاهي را بسر گذاشت. پس از پادشاه شدن بخوش‌گذرانی و تن‌آسايي نپرداخته بيكرشته كارهاي دورانديشانه‌ي بزرگي پرداخت و ايران را بزرگترین دولت آسيا گردانيد. اینها كارهاي آن پادشاه غيرتمند بود كه می‌کرد. ببينيم مردم چكار می‌کردند؟...

افسوس‌آور است كه مردم نافهم ايران باستقلال كشور كه نادر بازگردانيده بود بها نمی‌دادند ، بآن نام و آبرويي كه دولت ايران در جهان پيدا كرده بود ارج نمی‌گزاردند. اين بود كه كارهاي نادر در نزد آنان بزرگ نبود بلكه چون نادر می‌خواست شيوه‌ي زشت دشنام و نفرين را كه كالاي بسيار پست دستگاه شيعيگري است از ميان بردارد اينان رنجيدگي ازو می‌نمودند. بخاندان بیکاره‌ي صفوي دلبستگي نشان داده بسيار می‌خواستند كه پادشاهي با آن خاندان باشد.

می‌نشستند و با صد نافهمي چنين می‌گفتند : « حالا كه كارها درست شد پس چرا تاج و تخت را بدست صاحبش نمی‌سپارد؟. » يا می‌گفتند : « پس آن كارها را می‌کردی كه خودت پادشاه شوي؟! ». اگر كسي پاسخشان داده می‌گفت : « آخر از صفويان كاري بر نمی‌آید » ، می‌گفتند : « بسيار خوب ، يك شاهزاده را پادشاه گرداند و خودش پيشكار باشد و كارها را راه برد ». ببينيد تا چه اندازه نافهم و شوم بوده‌اند.

بدبختان نمی‌اندیشیدند كه پادشاه براي نگهداري كشور است و هر كسي كه بهتر توانست كشور را نگه دارد و مردم را آسوده گرداند بپادشاهي شایسته‌تر است ، نمی‌اندیشیدند كه پادشاهي به پيشاني صفويان نوشته نشده كه جز آنها پادشاه نباشد ، نمی‌اندیشیدند كه صفويان براي كشور بوده‌اند نه كشوري براي صفويان.

با اين نافهمیهای شوم خود با چنان پادشاه بزرگي دشمني نشان می‌دادند. شعرهاي ريشخندآميز سروده بميان می‌انداختند. هر زمان در جاي ديگري يك قلندر بچه‌ای بنام آنكه از خاندان صفويست بر سر او گرد می‌آمدند و درفش نافرماني می‌افراشتند.

اين نامردي تا بآنجا رسيد كه هنگامي كه نادر در عراق در جلو عثمانیها شكست خورده و تا همدان بازگشته در آنجا به گرد آوردن سپاه و بسيجيدن افزار می‌کوشید كه دوباره بجنگ عثمانیها رود ، در چنان هنگامي كه ايرانيان می‌بایست با سر و جان بياوري آن سردار غيرتمند شتابند ، ناگهان دانسته شد مرد بلوچي كه با افغانان بايران آمده و در ستمگریهای آنان همدستي نموده و سپس به نادر پناهيده بود در كوه گيلويه درفش هواخواهي شاه تهماسب را برافراشته و مردم كوه گيلويه و شوشتر و آن پیرامونها با او همدستي نموده‌اند. اين نمونه‌ای از رفتارهای پست ايرانيان بوده.

اینها تاکنون گفته يا نوشته نشده. مردم با اين رفتار پست خود نادر را از آن شيوه‌ي ميانه‌روي و خونسردي كه داشت بيرون آوردند. نادر نه ، شما – اگر با چنان کوششهایی با چنين رفتاري روبرو گرديد آيا خودداري خواهيد توانست؟... آيا نخواهيد گفت : اینها جانورهاي پست مردم آزارند ، اینها را بايد كُشت و نابود گردانيد؟...

به هر حال بيگمان است كه يكي از شُوندهاي خونریزیهای نادر در پايان زندگاني خود همين بوده. ولي اين تاكنون باز نموده نشده.

اين را براي مثل نوشتم. جنگهای نادر و نقشه‌های جنگي او خود داستان جداييست. بيگمان نادر در اين باره به ناپلئون و ديگر سردارهاي بنام تاريخ برتري داشته است. در يك جنگ نادر در سايه‌ي نقشه خود با پانزده هزار سواره ، یکصد و بیست هزار تن سواره و پياده‌ي عثماني را شكست.[1] اين زمينه را می‌بایست يك تن سركرده (با نامگزاریهای نظامي) برشته‌ي نوشتن كشد كه افسوس نبوده و اين زمينه هم بدست ميرزا مهدي‌خان افتاده كه هنرش جز بازي كردن با واژه‌ها نبوده. اكنون هم به يك تن نويسنده‌ي نظامي نيازست كه اين بخش از تاريخ نادر را جستجو كند و چيزهايي در آن باره بنويسد.

درباره‌ي نادر از هرباره بجستجوهاي تاريخي بشيوه‌ي دانشمندانه‌ي امروزي نياز هست. از اينرو ما برآنیم كه کتابهایی كه درباره‌ي نادر نوشته شده ، اگر بچاپ نرسيده بچاپ رسانيم و اگر بچاپ رسيده و نسخه‌هایش كم شده دوباره چاپ كنيم ، آنها كه در زبانهای ديگر است اگر توانيم ترجمه گردانيم. اینها براي آنست كه زمينه آماده شود و كساني بتوانند درباره‌ي نادرشاه کتابهای بهتري بنويسند و آماده گردانند.

اكنون در اين كتاب دو دفتر بچاپ رسانيده می‌پراکنیم : يكي از آن دو دفتر كوتاهشده‌ي (يا بهتر بگويم : پاكشده‌ي) كتاب دُرّه‌ي نادريست كه آن را آقاي نقوي پاكباز از فردوس فرستاده و براي نخست بار بچاپ می‌رسد. ديگري كوتاهشده‌ي سفرنامه‌ي شيخ محمدعلي حزين است كه آقاي محمد محمدي در تهران كوتاه گردانيده و اين چاپ دوم آنست. بياري خدا اميدمندم بتوانيم بزودي کتابهای ديگري در اين زمينه بچاپ رسانيده در دسترس خوانندگان گزاريم.                                                                        تهران 1324              احمد كسروي

[1] ] در تاریخ جهانگشای نادری نوشته‌ي میرزامهدی خان استرآبادی آمده که در جنگی که در بیست و ششم محرم سال 1147 هجری در نزدیکی ایروان، میان سپاه نادر و سپاه عبدالله پاشا سرعسکر عثمانی رویداد، شمار سپاه نادر بپانزده هزار تن می‌رسید. لیکن از سوی دیگر، سپاه عثمانی بسیار انبوه و پرشمار میبوده و پس از جنگ، دفتر محمد آقای ذخیره چی (سپاهی عثمانی) بدست افتاد که از روی آنچه در دفترهای سپاه عثمانی ثبت شده بود، دانسته گردید، شمار سپاه ایشان هفتاد هزار سواره و پنجاه هزار پیاده بوده. نادر در این جنگ در سایه نقشه جنگی و هنر سپاهیگری خود سپاه عثمانی را شکست. به گفته میرزا مهدی در آن روز بیش از پنجاه هزار تن از سپاه عثمانی کشته یا دستگیر گردیدند.این جنگی تاریخی و خود یکی از شاهکارهای سردار غیرتمند ایران شمارده میشود. برای آگاهی بیشتر بنگرید: جهانگشای نادری، نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی، با تصحیح سیدعبدالله انوار، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،چاپ 1377، سات 248 تا 255 [

Book Review "Nadershah"

Book Quotes "Nadershah"

Other books like "Nadershah"

Hide Intellectual property is reserved to the author of the aforementioned book
If there is a problem with the book, please report through one of the following links:
Report the book or by Contact us

E-books are complementary and supportive of paper books and never cancel it. With the click of a button, the e-book reaches anyone, anywhere in the world.
E-books may weaken your eyesight due to the glare of the screen. Support the book publisher by purchasing his original paper book. If you can access it and get it, do not hesitate to buy it.
Publish your book now for free