If you do not find what you're looking for, you can use more accurate words.
پچورین، شخصیت قهرمان دوران، فردی است غیر عادی و قهرمانی غیر طبیعی. کارهایی که از او سر میزند همه به نحوی عجیب و توجیهناپذیرند.
او همچون قارچی برابرمان ظاهرمیشود. مردی است بیهویت و بیآرمان که فقط زندگی میکند و به هیچچیزی به صورت حقیقی آن عشق نمیورزد...
او میگوید «آیا بدی هم میتواند اینقدر زیبا و دوست داشتنی باشد؟» چرا او بر بدی صحه میگذارد و آن را ارج مینهد. به پچورین، شخصیت قهرمان دوران، فردی است غیر عادی و قهرمانی غیر طبیعی. کارهایی که از او سر میزند همه به نحوی عجیب و توجیهناپذیرند.
او همچون قارچی برابرمان ظاهرمیشود. مردی است بیهویت و بیآرمان که فقط زندگی میکند و به هیچچیزی به صورت حقیقی آن عشق نمیورزد...
او میگوید «آیا بدی هم میتواند اینقدر زیبا و دوست داشتنی باشد؟» چرا او بر بدی صحه میگذارد و آن را ارج مینهد. به آن دلیل که میبیند همین ویژگی بدی است که زنان را به او جلب میکند و بردهوار به مشتاقی و تسلیمشان وامیدارد.