English  

كتاب آخرين امدادكر برشي از عاشقانه هاي باسدار شهيد محمدحسين قاسمي شهيد مدافع حرم جامعه ي بزشكي

حقوق النشر محفوظة

لا يمكن قراءة الكتاب أو تحميله حفاظاً على حقوق نشر المؤلف و دار النشر
غير متوفر رقمياً أو ورقياً من خلال مكتبة نور، متروك للتقييم والمراجعة

حقوق النشر محفوظة
آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی
Qr Code آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی

آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی

مؤلف:
قسم: خواطر والهامات [تعديل]
اللغة: العربية
الناشر: صریر
ردمك ISBN: 9786003315051
تاريخ الإصدار:
الصفحات: 195
ترتيب الشهرة: 494,575 رقم 1 هو الأشهر !
رابط مختصر: نسخ
المزيد من الكتب مثل هذا الكتاب
مراجعات ( 0 )
اقتباسات ( 0 )
التحميل غير متوفر

وصف الكتاب

پریسا محسن‌پور این کتاب را در پنج فصل، از زاویه دید محمدحسن قاسمی و با الهام از چند یادداشت کوتاه او نوشته است.

لازم به ذکر است که هر فصل توسط هم‌رزمان شهید که در آن زمان حضور داشتند، مورد تأیید قرار گرفته است.

خواندن کتاب آخرین امدادگر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات پایداری و سرگذشت‌نامه‌های شهدا را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیم.

جملاتی از کتاب آخرین ا پریسا محسن‌پور این کتاب را در پنج فصل، از زاویه دید محمدحسن قاسمی و با الهام از چند یادداشت کوتاه او نوشته است.

لازم به ذکر است که هر فصل توسط هم‌رزمان شهید که در آن زمان حضور داشتند، مورد تأیید قرار گرفته است.

خواندن کتاب آخرین امدادگر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات پایداری و سرگذشت‌نامه‌های شهدا را به خواندن این اثر دعوت می‌کنیم.

جملاتی از کتاب آخرین امدادگر

گاهی وقت‌ها اینجا یادم می‌رود که زمان با چه سرعتی درگذر است...

قرار است امشب سید حسن نصرالله برای جوامع عربی سخنرانی کند. هر نیم ساعت یکبار به محمد رضا می‌گویم: «یادم بنداز امشب سخنرانی سید رو گوش بدیم!» او هم با خونسردی، هر نیم ساعت یکبار جواب می‌دهد: «الان گفتی اینو!» و بعد با هم می‌خندیم، هر نیم ساعت یکبار!!!

نیروهای سوری بیمارستان هم مثل ما منتظر سخنرانی هستند. فقط یک تلویزیون داریم که آن هم داخل اتاقک نگهبانی بیمارستان است و در اختیار آقا ماجد!

موعد سخنرانی فرا می‌رسد و ما به خاطر سرمای منطقه مایر، پتو می‌پیچیم دور خودمان و می‌رویم اتاق آقا ماجد! سخنرانی شروع شده است؛ فقط من و محمد رضا فارس زبان هستیم و بقیه عرب‌اند!

تقریباً می‌توانیم متوجه سخنان سید حسن نصرالله بشویم. بیست دقیقه از سخنرانی می‌گذرد... سکوت عجیب اتاقک نگهبانی خیلی مشکوک است.

یک دفعه محمد رضا می‌زند به پهلویم و به پشت سرمان اشاره می‌کند! برمی‌گردم و نگاه می‌کنم و....

صدای انفجار نابهنگام و بلند خنده من!

عجب صحنه‌ای! همه ده ـ یازده نفری که با ما آمده‌اند خوابشان برده است!!! از صدای قهقهه من، بچه‌ها از خواب می‌پرند.

حقوق النشر محفوظة

حقوق النشر محفوظة

لا يمكن قراءة الكتاب أو تحميله حفاظاً على حقوق نشر المؤلف و دار النشر
غير متوفر رقمياً أو ورقياً من خلال مكتبة نور، متروك للتقييم والمراجعة

مراجعات ( 0 )
اقتباسات ( 0 )
  أبحث عن كتاب آخر

مراجعة كتاب "آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی"

اقتباسات كتاب "آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی"

كتب أخرى مثل "آخرین امدادگر؛ برشی از عاشقانه‌های پاسدار شهید محمدحسین قاسمی شهید مدافع حرم جامعه‌ی پزشکی"

إخفاء الملكية الفكرية محفوظة لمؤلف الكتاب المذكور
فى حالة وجود مشكلة بالكتاب الرجاء الإبلاغ من خلال أحد الروابط التالية:
بلّغ عن الكتاب أو من خلال التواصل معنا

الكتب الإلكترونية هي مكملة وداعمة للكتب الورقية ولا تلغيه أبداً بضغطة زر يصل الكتاب الإلكتروني لأي شخص بأي مكان بالعالم.
قد يضعف نظرك بسبب توهج الشاشة، أدعم ناشر الكتاب بشراءك لكتابه الورقي الأصلي إذا تمكنت من الوصول له والحصول عليه فلا تتردد بشراءه.
أنشر كتابك الآن مجانا